محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

41

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

بودا نقل مىشود كه وى منكر آن شده است كه خدايى بعنوان پديد آورندهء هستى وجود داشته باشد . به همين دليل نيز در ميان كسانى كه پس از او آمدند بت‌پرستى رواج يافت و در نتيجه بر خلاف انتظار بودا و آيين او دلهاى مردم پاك و پيراسته نشد ، زيرا عقيده‌اى سالم نداشتند و آنچه آنان عقيده‌اش مىناميدند توهّمى بود كه عقل در آن به گمراهى افتاده و به راه راست رهنمون نشده بود . مضاف بر اين عيب ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه آيين بودايى بىاعتنايى به زندگى را ترويج مىكند و بهره جستن از خيرات زندگى را منع مىكند . گويا - بر اساس اين عقيده - زيباييهاى زندگى تنها براى آن آفريده شده است كه ديده شود و دلها مشتاق آن شود اما پس از آن ، اين زيباييها بر بشر حرام شود . اما نقص اين اصول آنكه ، اينها همه فضايل سلبى هستند ، همه نهى است نه امر ، منع است نه التزام . بنابراين در اين آيين در طلب خير تلاشى خواسته نشده است و بلكه تنها از شرور و بديها اجتناب مىشود . در حالى كه فضايل انسانى از دو عنصر تشكيل مىشود : عنصر ثبوتى كه عبارت است از سود رساندن به ديگر انسانها و پرداختن به حقوقى كه هر انسانى نسبت به برادر همنوعش دارد و همين عنصر ، عنصر قويتر و نقش آفرين‌تر در كسب فضيلت است ؛ عنصر منفى سلبى كه عنصر ضعيفتر و كم نقش‌تر و عبارت است از پرهيز و خوددارى از آزار رساندن به ديگران ؛ عنصر نخست قلب فضيلت و خير حقيقى است و بلكه همين عنصر مانع شرور نيز مىشود ، چرا كه نفع رساندن به ديگران ، خود ، مانع برخى از آزارها مىشود و حداقل در زمانى كه انسان به سود رساندن به ديگران مىپردازد اراده به آزار آنان نمىكند . بنابراين ، وقتى آيين بودايى تنها به منع كردن از شرور محدود مىشود و به همين بسنده مىكند ، معنى و مفهوم كمال از ديدگاه اين آيين ناقص خواهد بود . ديگر آنكه ممكن است تنها گروه خواص بتوانند تكاليف اين آيين را به انجام رسانند و نمىتواند اين تكاليف از سوى همهء مردم مورد عمل قرار گيرد و اين در